-
به گوشم
یکشنبه 28 فروردین 1401 19:59
کجایین؟ کاش بیایین دو کلام حرف بزنین
-
خون بر برف
جمعه 26 فروردین 1401 10:17
خون بر برف انتقام و قتل های سفارشی و درگیری های خونین دستمایه ی این کتاب است. اختلاف و رقابت میان دسته های تبهکاری در نروژ سبب می شود هر کدام برای تادیب دیگری قاتل و قاتلانی را اجیر کنند و در نهایت قاتل به دلیل زیاد دانستن در دام بیفتد و از صحنه ی روزگار محو شود. ارتکاب به قتل خونسردانه و حق به جانب صورت می گیرد و...
-
مطرّد
چهارشنبه 17 فروردین 1401 12:19
امروزه اختلالات روانی جزء جدایی ناپذیر زندگی انسان معاصر است. اختلالاتی که گاه از فرط تکرار به امری عادی و روتین تبدیل شده و فرد مبتلا آن را مساله ای نرمال تلقی می کند. موارد پنهان و ناآشنا بیشتر قابلیت انکار و اختفا دارد و تشخیص آن با متخصصی باتجربه در حیطه ی علوم روانشناسی است. در مجموعه داستان مطرّد پنج اختلال...
-
شهزاد
چهارشنبه 17 فروردین 1401 12:04
بعد از اینهمه سال که از سریال شهرزاد گذشته و در زمان خودش سی دی هاش رو هفته به هفته خریدیم و انبار کردیم و ندیدیم، از حدود یکماه پیش نشستیم پای یکی از کانال های ماهواره و از قسمت اول نشستیم به نگاه کردنش. سی دی هامون هم توی کشوی زیری دارن چپ چپ نگاهمون می کنن و میگن ما به این صاف و صوفی و قشنگی چه مون بود که که الان...
-
بداخلاق
چهارشنبه 17 فروردین 1401 12:00
زندگی با مرد بداخلاق یا زن بداخلاق روان و روح و جان آدم رو فرسوده می کنه. وقتی هربار که سوالی پرسیدی و چیزی خواستی با لحن تهاجمی و طلبکار و سرزنشگر روبرو بشی دیگه دلت نمی خواد کلامی رد و بدل کنی و گفتگویی شکل بدی. کم کم می خزی توی لاک خودت و با دنیای درون خودت سر و کله می زنی. کم کم دنیای درون خودت تنگ میشه و کوچک...
-
داستان اضطراب من
چهارشنبه 17 فروردین 1401 11:48
بخش های آغازین کتاب رونوشتی از جمعیت غالب مردان عالم است. مردانی که توجهی به احساسات و تغییرات و خواسته های همسران خود ندارند و در دنیای ساکت و خاموش و بی صدای خود به سر می برند و مثل یک ربات برنامه ریزی شده مسئولیتهای خانوادگی را انجام می دهند. لئا ابتلا به سرطان سینه را نتیجه ی رنجهایی که از زندگی با چنین مردی به او...
-
فراموشی
یکشنبه 14 فروردین 1401 10:06
به راحتی یادم میره چی خوندم و کی خوندم و ناگهان چند هفته بعد جایی نامربوط یادم می افته که ای وای من فلان کتاب رو خوندم و مطلبی ازش ننوشتم. خوابهام یادم نمی مونه. کارهایی که باید انجام بدم رو اگه یادداشت نکنم، مطلقا به یاد نمیارم. یکنفر گفت بیهوشی چندساعته ی جراحی این وضعیت رو تقویت می کنه. قرار بود اسفند که دوره ی...
-
عید شما مبارک
یکشنبه 14 فروردین 1401 09:27
سلام دوستان سال نو مبارک تنبلی کردم و اینجا چیزی ننوشتم توی این چند هفته. انشالله این سال، سال خوب و پربرکتی بشه برای همه ( خودم خنده م میگیره از این حرفهای بیخودی). تعطیلات رو نشستیم توی خونه و دوسه بار پارکهای تهران رو گشتیم. کتاب هم انگار که عزراییلم باشه، چند خط بیشتر نتونستم بخونم.
-
وجدان زنو
یکشنبه 14 فروردین 1401 09:23
زنو تاجر ایتالیایی که تا دهه ی پنجاه زندگی اش همچنان به دنبال تایید بدجنسی یا خوش جنسی خویش است در دوره های مختلف زندگی هرکجا عملی خلاف وجدان مرتکب می شود خود را توجیه می کند و می خواهد آن نمایه ی خوش جنسی را ازخویش به نمایش بگذارد. درگیربودن زنو با وجدانی که به راحتی خیانت و هوسرانی و تقلب در تجارت و دوستی را سرپوش...
-
درازکش در ساعت خواب
دوشنبه 23 اسفند 1400 16:21
هر دو راوی مرد هستند و زهرا شاهی از پس این راویان ناهمجنس با خود، خوب برآمده. زبان بادیگارد را به بهترین شکل ورز داده و پخته. در رفت و برگشتهای زمانی و زبانی هر دو راوی ، کودکی و نوجوانی آنها را می بینیم و تاثیر آن در بزرگسالی فرد چنان قوی و پررنگ می شود که فرجام زندگی شان را رقم می زند. آدمهای قصه فارغ از خاستگاه...
-
کتابخانه ی بیست و چهار ساعته ی آقای پنامبرا
شنبه 14 اسفند 1400 22:28
مردی سالمند در هیبتی قدیمی کتابخانه ی بیست و چهارساعته را مدیریت می کند. برای بخش شبانه جوانی را استخدام می کند و کنجکاوی جوان سبب برملا شدن رازهای باستانی مربوط به صنعت چاپ و می شود. نیمه ی دوم کتاب هیجان بیشتری دارد و با معلوم شدن خط و ربط داستانی آنچه در گذشته سپری شده، خواننده را مشتاق به ادامه ی ماجرا در عصر حاضر...
-
ای قصه گو...قصه ای ازسر بنویس
شنبه 7 اسفند 1400 17:09
نکه جای حروف رو روی کیبورد لپ تاپ بخوبی پیدا نمی کنم یعنی عادتم فراموشم شده و نوشتن داستان رو خیلی خیلی خیلی وقته گذاشتم کنار. ننگ بر من. بجاش هی پوست پرتقال خشک می کنم و پودر می کنم. سیر خشک می کنم و پودر می کنم. ادویه ترکیب می کنم و طرحی نو درمی اندازم. گلدوزی و بافتنی می کنم. همین روزهاست یه بغل سبزی بذارم دم در،...
-
تسلیت واژه ی کوچکی بوده یا نبوده
شنبه 7 اسفند 1400 17:06
یه طوری مردم رو خطاب قرار ندین که از تسلیت گفتن شون پشیمون بشن. نوشته: توی روز سختی عیار آدمها معلوم میشه. خوب و بد رو می شناسی. و چندتا جمله ی قصار دیگه در مورد فرق داشتن آدمها. از اونایی که بهم تسلیت گفتن ممنونم. بقیه هم که نگفتن برن بمیرن و خاک برسرشون. چه طرز تشکره آخه؟ حالا یعنی خاک بر سر من؟ آخه منم اتفاقا از...
-
در نظرم
شنبه 7 اسفند 1400 17:02
بله تو نه تنها توی سیب زمینی سرخ کرده های لای لواش تازه ی من راه میری، بلکه توی خوابهام هم راه میری. توی بیداری هام هم راه می ری. می بافم، تو میای در نظرم. می دوزم ، توی میای در نظرم.می پزم، تو میای در نظرم. می شورم ، تو میای در نظرم. می سابم، تو میای در نظرم. می نویسم، تو میای در نظرم. گوش میدم ، تو میای در نظرم. می...
-
عزت
شنبه 7 اسفند 1400 16:59
تازه منو پیدا کرده. دو سه سال همکلاسی بودیم. اولین شگفتانه ش این بود: جدا شدی؟ آخه عکس از شوهرت نمیذاری. بعدیش: چرا اینقدر آشوبی؟ چرا اینقدردردهات رو جار می زنی؟ چرا اینقدر ضعیفی.( دومین سالگرد مامان بود و مطلبی نوشته بودم و خونده بود) بعدیش: بیا بهت یاد بدم چطوری عزت نفست رو ببری بالا. خاک بر سر منِ بی عزت نفس که تا...
-
نیایش چرنوبیل
شنبه 7 اسفند 1400 16:50
رویدادنامه، تاریخ نگاری، مستند نگاری یا هرنام دیگری که روی این کتاب بگذاریم چیزی از قدرت بهت آوری و دردش کم نمی کند. پایگاه هسته ای چرنوبیل در اواخر دهه هشتاد میلادی دچار حادثه ای غیرقابل جبران می شود. فاجعه ی اتمی رخ داده افراد نزدیک به پایگاه را دچار مرگی دردناک و دیگران را مبتلا به جهش هاس ژنتیکی تا نسلهای بعد...
-
ظرفشور
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:16
یکی سندروم سوراخهای دایرهای نامتقارن داره،قابلمهای که شیر توش جوشیده و تهش دایره،دایره تهدیگ بسته رو نمیتونهبشوره. یکی هم سندروم خودش خشک میشه میفتهی برعکس داره. یعنی هرظرفی رو بافشار آب میشوره و ابدا دست و پنجول نمیکشه توی ظرف رو. حدیث هفته که زدم رو یخچال هم کلاً بیاعتباره. حدیث هفته: بلافاصله بعد از غذا...
-
برداشت دیوانگی
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:14
قصهها منو بشدت تحت تاثیر قرار میدن. قصهمال هرجا و هرکسی و در هر ژانری باشه فرقی نداره. اون رنج عمیق انسانی میاد میشینه تخت سینهم و روحم رو میخراشه. مردم تحت استثمار رومانی از فرط بیچارگی و عجز در برابر بیعدالتی و ظلم حکومت وقت ، بخاطر فقر و گرسنگی و هزار مصیبتی که به تبع فقر دچارش میشدن، در نهایت وقتی راه به...
-
رفیق بیکلک
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:14
با بچههایی که با چیزهای جدید سریع ارتباط نمیگیرن، از راه اغفال وارد بشیم و در عمل انجام شده بذاریمشون. بعد از خوردن کیک و تعریف شنیدن ازش: چه خوشمزه بود. چی ریختی توش؟ ناگهان بگین: اولین تجربهی کیک هویجم بود. چه خوب که خوشت اومد. و قیافهی مات و متحیرش رو در ذهن ثبت کنید. اصلا هم اهمیت ندین وقتی کیک توی فر بوده،...
-
پیری
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:13
خانومه وارد مطب شد.گفت: _پنج طبقه رو از پله اومدم ها. خسته شدم.شما آسانسور ندارین چرا. منشی گفت: آسانسور هست.دوتا هم هست.یکی برای طبقات زوج.یکی برای طبقات فرد. باید طبقه فرد رو سوار بشین. زن مسن ویزیت رو پرداخت کرد و نشست کنار من. تمام صندلیها خالی بودن. فیش واریز رو گرفت جلوی صورتم گفت: _چک کن درست کشیده باشه. درست...
-
الکل و شنل
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:12
خانم الن اوهارا، زوجهی جرالد اوهارا، مالک ملک بهشتی تارا، از عیادت بیماران آبلهای اومد خونه. در سرسرای عمارت شنلش رو درآورد و داد به مامی، ندیمهی سیاهپوست خانواده. من بی اختیار از ذهنم گذشت: یا ابلفضل. شنلش از بیرون اومده. ببر پهنش کن روی نرده،مامی. همیطوری آویزونش نکن رو چوب رختی . خانوم اوهارا...دستهات رو با آب...
-
تله گذار اعظم
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:11
اومده میگه چرا باز داری خودت کار میکنی؟ منو صدا میزدی گاز رو برات تمیز کنم. در حال سابیدن سرشعلهها گفتم: - خب ظرفای شام رو تو بشور مامان.اینم کمکی که میخوای بکنی. درحال شستن چندتا لیوان و بشقاب مدام میگه: _ مامانها استاد تله گذاریان _گرفتار غمم ،ساقی کجایی؟ _ تو که نمیتونی سیب بخوری،سیب میخوری میگی بذار سیب...
-
اول من
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:10
ما از اون خانواده هاشیم که هر سویه و جهش و تغییر ژنی که ویروس کرونا پیدا کنه، میپریم هوا دستمونو بالا میبریم، میگیم: اول من! اول من!
-
چقدر حالم خوبه...
پنجشنبه 28 بهمن 1400 13:54
پارسال همچین روزی جراحی شدم و این یکسال رو با دردهای وحشتناکی سپری کردم. دردهایی که ظاهرا تمامی نداره و تا اخر عمر بخاطر فقدان هورمون همراهمه. دکترهایی که باهاشون مشورت کردم گفتن عوارض این جراحی سنگین فقط به کاهش حس زنانگی (بخاطر کمبود سه اندام) و تمایل به بچه دارشدنه و هیچچچچ عارضه ی دیگری نداره. جونم براتون بگه که...
-
اگنس
پنجشنبه 28 بهمن 1400 13:41
اگنس در جمله ی آغازینِ قصه مرده و قصه ای که می خوانیم حکایت اگنسی ست که در عین زنده گی و تحرک و تکاپو، مرده ای بیش نیست. اگنس معشوقی است که از همان ابتدا عاشق را بر نمی تابد گرچه با او همخانه شده ، از او باردار شده و روزهای زیادی را با هم سپری کرده اند. حسی که اگنس منتقل می کند نوعی سردی و بی تفاوتی سرشتی به مقوله ی...
-
لا تردید
چهارشنبه 20 بهمن 1400 22:44
به من گفتن جهادی و دینی و انقلابی درس بده. گفتم اهلش نیستم. و اومدم خونه.
-
برج سکوت
چهارشنبه 20 بهمن 1400 22:43
برج سکوت شامل سه جلد است. در هیچ آبادی که هیچ کس اسم و نشان رسمی و شناسنامه ای اش در دهانها نمی چرخد، آدمها بسته به اتفاق یا رویدادی متناسب، لقبی دارند و تا آخر عمر با همان لقب نامیده می شوند. کفتربازی سرگرمی مردمان هیچ آباد در دهه ی شصت است. و نسل بعدی در اعتیادی ویرانگر و سیاه عمر سپری می کند. زبان روان و جذاب قصه...
-
آقای جودت و پسران
یکشنبه 17 بهمن 1400 11:05
اولین رمان اورهان پاموک که برنده ی نوبل شده روایت سه برهه از تاریخ ترکیه را در برمی گیرد. اواخر دوران عثمانی و سلطنت سلطان عبدالحمید، دوران آتاتورک و دوره ی پس از آتاتورک. در خلال این سه دوره ی تاریخی چگونگی شکل گرفتن انجمن های اصلاح طلب و مخالفین آنها را مرور می کند. تغییرات جامعه ی ترکیه به سمت مدرنیته و تحولات...
-
علاقه با ملاقه
یکشنبه 3 بهمن 1400 10:03
آدرس میگیرین که میخوام کتابمو برات بفرستم. امتناع میکنیم متلک میگین. آدرس میدیم،کتابو میفرستین. دم و دقیقه سوال میکنین خوندیش؟ خوندیش؟ سر هر طرح کتاب و نمایشگاه کتاب هم دهنمونو صاف میکنید که از کتابم حرف بزن. معرفیش کن. خاک برسر من که از اول نفهمیدم قصد سواستفاده دارین و کارتون از سر علاقه نیست.
-
دوبلینی ها
جمعه 1 بهمن 1400 11:19
نثر قوی و تحسین برانگیز داستانهای این مجموعه حواست را از مرور خود داستان پرت می کند. جیمز جویس به ارائه تصاویری تاریخی و اجتماعی و فرهنگی از مردم ایرلند می پردازد و در خلال داستانهایی نه چندان قصه گو جامعه ی ایرلند را با مختصات و ویژگی های سنتی و مذهبی رو به مدرنیته در معرض دید خواننده می گذارد. هرکدام از داستانها...