-
آداب دنیا
جمعه 3 آذر 1396 08:35
پروا از فرانسه، پی جستن نوید آمده. با نسیم و نهر کوچک آب حرف می زند .این عادت را از بچگی دارد . رد نوید را در مجموعه خانه های ویلایی اطراف اصفهان گرفته و به در بسته می خورد . همه سعی دارند سرش را به طاق بکوبند . دفعه ی بعد با رامین، که پلیسی معلق از کار و بی انگیزه و خسته از زندگی است، وارد مجموعه می شود. آدمهایی که...
-
اگر آرام تر داری گذاری...
پنجشنبه 2 آذر 1396 00:11
از همین حوالی شروع کرده اند به رژه رفتن و قر و قمیش آمدن. چه خبر است مادرجان هام؟ صبر کنید ، نه. آرام بگیرید ، نه. نیامده عاشق شانم به خدا . عاشق شدن که فلسفه و منطق سرش نمی شود. گیرم فقط اسم شان را دانسته باشم. گیرم که فقط رقص شان را دیده باشم. گیرم که... آرام بگیرید لطفا. لطفا. به سرگیجه ها و بی حالی ها و چشم های...
-
دوسِت دارم
پنجشنبه 25 آبان 1396 23:53
به دفعات فراوان از پنجره ی آشپزخانه، به خیابان نگاه می کنم. به زن ها و مردها ی جوان و پیر، بچه ها . لذت می برم از تماشای آمد و شد آدمها . روبروی ساختمان ما، زمین خالی بزرگی هست که الحمدلله هنوز فکر ساخت و ساز به سر صاحبش نزده تا نمای ذره ای از آسمان و هستی را از ما بگیرد . تابستان امسال پسرهای نوجوان، وسط این خالی...
-
چاپ چهارم پرتقال خونی منتشر شد
پنجشنبه 25 آبان 1396 22:37
چاپ چهارم رمان پرتقال خونی رسید: #پرتقال_خونی #پروانه_سراوانی نشر آموت/ چاپ چهارم/ ۲۵۸ صفحه/ ۱۶۵۰۰ تومان
-
مهین سالم بود
سهشنبه 23 آبان 1396 23:08
به اواخر کلاس ساعت هفت رسیده بود. استاد موضوعات پروژه ی ترم را بین دانشجوها تقسیم کرده بود و بچه ها مشغول غرولند کردن در مورد سختی های تحقیق بودند و سه نمره ای که ارزش این همه دردسر را نداشت، استاد به خنده و مزاح همکلاسی ها را سرزنش می کرد که اینقدر از درس و کار فراری اند. در کلاس باز شد و او وارد شد. خودش را سریع...
-
اذا زلزلت الارض ...
سهشنبه 23 آبان 1396 22:30
می دانیم که در یکی از مناطق بلاخیز جهان واقعیم. می دانیم که زلزله و سیلاب و ریزگرد و وارونگی و امثالهم ، روز و روزگارمان را سیاه می کند. می دانیم که بحران بخشی از روزمرگی های زندگی شهری و روستایی مان است، با این همه، در مدیریت و برنامه ریزی همچنان لنگ می زنیم و حرفی برای گفتن نداریم. مردمان بلاد کفر با درایت و برنامه...
-
بگشا بند قبا، تا بگشاید دل من
دوشنبه 22 آبان 1396 00:49
بلوز بلند بافتنی را زیر مانتوی پاییزه پوشیده بودم. اول صبحی سرد بود. خیلی سرد . شربت آلبالو جلویم گذاشتند . طنز سرخ پاییزی را نوشیدم و سرگیجه و تپش قلب را ندیده گرفتم. آقای دکتر، خانم دکتر... ؟ یادم نیست. لبخند زدند .دود و سرب خیابان های شلوغ را قدم زدم و از ساختمان های پیش رو، بالا و پایین رفتم . یک دستگاه خراب بود....
-
اهل روزگار
دوشنبه 22 آبان 1396 00:40
از چرندیاتی که به نام دین و مذهب یه خورد آدم داده اند حرف می زد. از مسخره بودن نذر و این چیزها . از بی فایده بودن هرچیزی که رنگ و بوی اعتقاد دارد . رسید به اینجا که : اصلا ببین، یه جمله رو همین امروز خوندم: مقصدی در کار نیست. همه ش مسیره. و تفسیر کرد که: معلومه که همه چیز الکیه .یک عمر دروغکی گفتن بهشت و جهنم. کو؟ کی...
-
آدم های امروز
دوشنبه 22 آبان 1396 00:32
1 آنقدر ازدحام بود که اول متوجهش نشدم . فضای خالی را دیدم و رفتم جلو. زن نشسته بود پایین اولین صندلی ای که در جهت مخالف راننده ی اتوبوس بود. سینه انداخته بود توی دهان نوزاد شیرخواره اش و دختر کوچولوی سه چهارساله ای هم بالای سرش، لبخند می زد و از شیرخوردن برادرکوچکش کیف می کرد. دخترک را فرستادم کنار مادرش و طوری...
-
دخترها در جنگ
پنجشنبه 18 آبان 1396 00:46
#عکس بالا را سال قبل دیده بودم. قبل از اینکه در موردش بخوانم ، زیبایی اصیل دخترک توجهم را جلب کرد. نگاه پر رمز و راز چشم های غمگین این عکس، چیزی نبود که ترا درگیر نکند. زیر عکس نوشته بودند دختر سیزده ساله ی کلمبیایی در آوار و خرابی های بعد از #آتش_فشان،در آب و سیمان گیر افتاده و پس از سه روز جان باخته. اندوه تلخ حاصل...
-
سرگذشت ندیمه
چهارشنبه 10 آبان 1396 00:49
خبری از دنیای عادی و معمولی نیست.در شهری از ایالت ماساچوست امریکا جمعیت قابل توجهی از زنان به علت استفاده ی مفرط انسانهای جهان از آلاینده های زیست محیطی، به نازایی فراگیری دچار شده اند . برای ازدیاد نسل انسانهای برتر که شامل فرماندهان و مدیران رده بالای کشوری اند، زنانی که یک به نظر سالم می آیند یا بار تجربه ی فرزند...
-
پر از گل
سهشنبه 9 آبان 1396 15:17
چسبانده امش به جانم. دل ندارم از خودم دورش کنم.مال خودم است. خود خودم. گرچه تقدیرش رفتن و دور شدن از دست و بال من است. خوشحالم که بالیده. که قد کشیده . که پر و بال گرفته . که هرچه داشته ام در دامانش ریخته ام.
-
بچه زرنگ
دوشنبه 8 آبان 1396 23:50
پسرک هفت هشت جلد کتاب از برادرجانش گرفت که ببره به کتابخانه ی مهربانی مدرسه ش هدیه کنه. بعد از آزمون علمی، از خانوم شون اجازه گرفت که بره کتابخونه. خانوم شون گفت: -لازم نکرده ببری کتابخونه ی مدرسه. بیار بذار توی کتابخونه ی کلاس! و پسرک که برای گرفتن کارت جایزه از مربی پرورشی مدرسه نقشه کشیده بود، شکست سنگینی خورد....
-
دوباره یاس فلسفی جمعه گانی !
جمعه 5 آبان 1396 21:57
دارم فکر می کنم چه شد که فکر کردم به امان خدا ول کردن آدمهایی که آزارت داده اند و به یک نحوی یک شکستگی عمیق توی روحت ایجاد کرده اند و جراحت خونریزی برایت ساخته اند، بهترین و درست ترین کار است. چه شد که فکر کردم اگر توی روی کسی بایستی و از او بخواهی دلیل دشمنی و زشت کاری اش را توضیح بدهد، نشانه ی حماقت است. اگر پی حرفی...
-
معرفی و نقد " پرتقال خونی" در تک سایت
یکشنبه 30 مهر 1396 10:23
در این قسمت از نقد و بررسی رمان ، رمان پرتقال خونی نوشته پروانه سراوانی در سال ۱۳۹۴ در نشر آموت رو جهت معرفی و نقد انتخاب کردیم. نازلی دلال اجناس دست دوم ثروتمندان است. او با داشتن همسری منفعل و بیاراده تصمیم به اداره کردن خانوادهاش گرفته و با توجه به مخالفتهای افراطی پدرشوهری سلطه جو، یک بوتیک لباس را نیز اداره...
-
بیلبیلکش ...آوخ! بیلبیلکش !!!
یکشنبه 30 مهر 1396 10:10
از بیلبیلک موس، نازک نارنجی تر هم داریم؟ چرا زرت این ابزار فی الفور قمصور می شود؟ نگذاشت شادی مان از داشتن بیلبیلک سالم، به دوماه بکشد. این هم شد تکنولوژی آیا؟ هم اینک برای التیام این درد، به سقاخانه ی عباس قادری پناه برده ام!!! بخدا رفته بودم سقاخونه دعا کنم!!!
-
تلویزیون بیشتر وقت ها خاموش است ، برای ندیده شدن !
پنجشنبه 27 مهر 1396 23:04
گیجم از رفتار آدمها. آنهایی که سفت و سخت پابند ظواهر مذهب اند، سفره های نذری و شب های احیا و افطاری های هیئتی را هرساله و باشکوه برگزار می کنند ، برای تمام مناسبت های مذهبی، حرفی برای گفتن ، آیه و حدیثی ،تبریکی و تسلیتی در آستین دارند ، عکس پروفایل شان، همیشه، کربلا و کعبه و جانم فدای حسین و ... است ، به شدت منتقد...
-
پاییز جان...چه هنرها داری تو
شنبه 22 مهر 1396 14:24
کتاب خوندنم نمیاد جرات نوشتن هم ندارم زیرا در چند پست قبل تر پنبه ی آدم ناجنسه را زده ام!! بافتنی هم که ممنوعه از ظهر به بعد هم در حد مرگ خوابم میاد اینم شد زندگی؟؟ آخرین ورژن آرزوهای مشترک همسرانه هم ایجاد یک گلخونه در شمال هست!! این پسره هم تا توی یک سوال گیر می کنه میگه: مامان این سوال تیزهوشانیه. بیا با هم حل...
-
آلیسوم زیبای من
پنجشنبه 20 مهر 1396 22:33
از گل های پارک عکس می گیرم. بعد با بدوی ترین کلمات موجود، گوگل می کنم تا بالاخره به اسم گل برسم. مثلا برای پیدا کردن این دلبر جانان ، نوشتم گل بنفش ریز. کلی عکس آمد. از پارچه های چیت و پوپلن گلدار تا گل های مختلف. بالاخره عکسش آمد و آدرس پیدا کردم و اسمش را دیدم. بعد گشتم دنبال روش تکثیر و نگهداری اش. قول می دهم که...
-
میون دو تا دلبر....
پنجشنبه 20 مهر 1396 15:54
سال قبل پسرجان گفت چشمم خوب نمی بیند.عینک لازم دارم . با پدرش رفتند چشم پزشکی و دکتر گفت ابدا مشکلی ندارد و بیشتر بهانه گیری به نظر می آید. تقی به توقی می خورد و پسرجان حرف از دید خوب و بدش می زد آقای پدرش می گفت: شنیدی که دکتر چی گفت! بهونه نگیر! قرار شد پیش یک چشم پزشک دیگر هم ببریمش که حرف قبلی را تایید کند اما هی...
-
مهربانی ات چه رنگی است ، دختر ؟ !!
چهارشنبه 19 مهر 1396 22:42
از خوشبختی های ناگهانی، پیدا شدن کسی ست در زندگی ات ، که بی دریغ و بی حساب، مهربانی و مهر به تو هدیه کند .تو می مانی که این هدیه ی بی نظیر، پاداش کدام کار خوب و کدام وجه ی قشنگت پیش خداست . بعضی آدم ها ، آمده اند که سیاهی تنگ دلی ها و نیش ها و نیشترها را روی دلت مرهم بگذارند تا تو فراموش کنی که عمری را پای حماقت و...
-
ای ندانم چه خدایی موهوم
چهارشنبه 19 مهر 1396 00:14
یک عکس از سازه ی عظیم سیمانی که زیر دریای ژاپن پیدا شده، دیدم. گیرم که عکس ساختگی باشد. نه اصلا عکس واقعی ست، و مطلب ذیلش بی ربط و چرند است،یا حتی مال یکی از فیلم های گودزیلا در جستجوی ماترا و غیره باشد، اما فکرم را مشغول کرده. اگر پیش از دنیای ما، جهانی هوشمند و پیشرفته وجود داشته ، چه؟ اگر تمدنی کهن، با الگوهای...
-
فتوشاپ کار
سهشنبه 18 مهر 1396 16:59
هی میگه عکس قدی بده. عکس قدی بده. بالاخره امروز چندتا عکس خانوادگی و گروهی و تکی از خودم و بچه ها و آقای همسر فرستادم. از مانتو تعریف کرد . پرسید حاضریه؟ گفتم نه پارسال دوختم. پرسید جیباش بافتنیه؟ گفتم جیب نیست. نماست. گفت عکس قدی بده. گشتم عکسی پیدا کردم که مانتو و کارهای دستی روش بیشتر دیده بشه. چند لحظه بعد عکسی...
-
نیمه کاره
دوشنبه 17 مهر 1396 00:00
بعضی چیزها و کسان را که دور می اندازی، انگار بار سنگینی از روی دوشت برداشته شده. آنقدر سبکی که هی خودت را سرزنش می کنی چرا زودتر اینکار را نکرده ای. بعضی چیزها و کسان اما ، گرچه دور انداخته شوند، گرچه خودشان رفته باشند، گرچه به هر دلیلی نباشند، با چنگ و دندان سزاوار حفظ کردن هستند. سزاوار اینند که در خاطر نگه شان...
-
نازنین مریم / صبحانه ی دونفره
چهارشنبه 12 مهر 1396 21:20
از مهربانی های بی دریغ نازنین مریم
-
مارون
سهشنبه 11 مهر 1396 14:56
گودال بزرگ و دهشتناکی جلوی خانه ی زلیخا دهان باز کرده. معلوم نیست از کِی و چطور. گودالی که از فرط عمق ، ته ندارد و هیچ چشمی قادر به دیدن انتهای آن نیست. در عین حال انگار گودال چشم دارد و با چشم بزرگش به آدم زل می زند. مردم مارون گاو و خر و مال های سقط شده شان را درون گودال می اندازند . آقا کور و مشتری هاش ،شیشه های...
-
گل کاغذی
دوشنبه 3 مهر 1396 11:02
می دانستم اول وقت که بروی امکان پذیرشت هست. منشی روی ترش کرد و گفت : دوشنبه ی هفته ی بعد! اخلاق گند منشی را بارها با خودم و دیگران دیده بودم. اما جای امیدواری را باز گذاشتم که شاید راه بدهد و بگذارد ویزیت شوم . وقت رفتن گاری گلفروش را در خیابان دیده بودم. یک دلبر خوش آب و رنگ روی گاری عشوه می فروخت . قیمت پرسیده بودم...
-
چه چیز خوبی
دوشنبه 3 مهر 1396 00:03
کتابه اونقدر محشره که نمی خوام بخونمش و تموم بشه. چند صفحه می خونم و می بندم و می ذارم دور از دسترس که چشمم بهش نیفته و هروقت اتفاقی دیدمش بخونم. خدا کنه تا آخر همینطوری دیوانه کننده باشه. عاشق خانم نویسنده و سبک و موضوعاتشم. اما این از همون چند سطر اول روانم رو ویران کرد.
-
سگ های صبح
یکشنبه 2 مهر 1396 23:59
صبح زود، صبحی که با توجه به عقب جلو کشیدن ساعت، خیلی هم زود نبود، سه سگ همراه مان شدند . دوتا شان غرق در غریزه، وسط خیابان بیدار صبحگاه ، هی آمدند و هی ایستادند و هی آمدند. سگ سوم حالتش طوری بود که انگار به آن دوتا شنگول بی حیا می گفت: منم بازی...منم بازی.اما بازی اش نمی دادند نامردها. تا کجاها دنبال مان آمدند . گاهی...
-
اسم شوهر من تهران است
شنبه 1 مهر 1396 09:56
مجموعه داستان اسم شوهر من تهران است ، مجموعه ای زن محور است . به جز قصه ی ( کوچه فوتبال) که روایتی از اشتیاق یک شهید برای فوتبال کردن در کوچه ی کودکی هایش است، سایر داستان ها تماما زنانه و پر از حس و روح زنانگی است. حتی اگر راوی قصه مرد باشد (قصه ی عیسی کجایی). آشفتگی و خوددرگیری های زنانه ، کلیت داستان ها را در بر...