پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب

پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب

فرانکشتاین در بغداد

دستفروش بغدادی طی یک اقدام جنون آمیز اجزای بدن کشته شدگان در انفجارهای شهر را به هم می دوزد تا یک انسان کامل داشته باشد. دلیل این کار سخنان تمسخر آمیز یکی از پرسنل سردخانه است که تلاش او را برای یافتن بدن کامل دوستش به تمسخر می گیرد و می گوید: ( از هر بدنی چیزی بردار و برای خودت یک جسد کامل درست کن و ببر.)

از اینجا سوررئال وارد قصه شده و روح یکی از کشتگان بی گناه در جسم این جسد هزار تکه حلول می کند و قصد انتقام از تمام کسانی را دارد که هر تکه از بدن را به قتل رسانده اند.

سیستم فاسد اداری، نظامی ، فرهنگی و اجتماعی عراق در دوره ی معاصر در طی این قصه ی پست مدرن به باد انتقاد گرفته می شود. در بستر اجتماع، سودجویان بازاری قصد دارند یهودیان و ارامنه را از منازلشان بیرون کنند و خانه های قدیمی و پر از اشیای با ارزش مذهبی و قدیمی شان را به ثمن بخس از چنگشان دربیاورند. (امّ دانیال پیرزن یهودی در انتظار پسری که بیست سال پیش به اجبار و فریب به جنگ رفته و برنگشته، دل به هیولای هزار پاره می بندد و او را در خانه می پذیرد.)(نظامی ها منفعل از دستگیری هیولا، دستفروش را تا حد مرگ کتک می زنند تا اعتراف کند که هیولا خود اوست)(ساعت، لپ تاپ، لباس، حتی هتل بف بهایی اندک خرید و فروش می شود تا خرج سفر یا یک زندگی ساده و فقیرانه شود).

فرانکشتاین در بغداد

احمد سعداوی

ترجمه امل نبهانی


عکسی که خودم گرفتم رو پیدا نکردم. عکس نتی گذاشتم

اعتراف می کنم زورم اومد دوباره عکس بگیرم و گوشی رو با لپ تاپ وصل کنم و ...



سه سکانس از پاییز

جز سکانس اول که به ادبیات بازاری تنه می زند و چیز خاصی در چنته ندارد، دو سکانس بعدی سرشار از شگفتی و تکانه ی داستانی ست. با هر پاراگرافی بخشی از شخصیت های قصه برای خواننده رو می شوند و خواننده وسط ماجرایی درهم پیچیده و رمز آلود، متحیر برجا می ماند و قادر نیست میان حق و ناحق شخصیت ها داوری کند.

نقطه ی قوت داستان رمزگشایی های هر سکانس بدون وابستگی به سکانس های قبلی ست. گویی هر شخصیت خود را محق می داند برای قضاوت کردن آدمهای قصه ، بدون اینکه به درون خودش نگاهی بیندازد و روند رفتارهای شخصی خود را در وقوع حوادث دخیل بداند.

آدمیزاده مستعد انجام هر کار شگفت انگیزی هست. هر شرارتی که حتی به فکر نیز خطور نکند از آدمی ساطع می شود. یافتن پدر عاریه ای برای بچه ی نامشروع ، سوزاندن بازو با اتو برای زشت شدن طرف و ... کمترین کارهایی ست که خیر و شر بشر را در بوته ی امتحان قرار می دهد.

سه سکانس از پاییز

مائده مرتضوی

نشر البرز


میدل مارچ

(میدل مارچ) روستایی کوچک در انگلستان در دوران ارباب رعیتی محور اصلی داستان است. سه رابطه ی عاشقانه در خلال اتفاقات اجتماعی مطرح می شوند و دلایل موفقیت و عدم موفقیت آنها با ریز بینی راوی که گاه گاه مستقیم خواننده را مورد خطاب قرار داده و تلاش دارد او را به آنچه رخ داده راضی و قانع کند، بیان می شود. طوری که در پایان جز آنچه روی داده چیزی موجه تر و طبیعی تر مورد انتظار نیست.

نویسنده سیستم انتخاباتی کشیش و نماینده ی پارلمان از این روستا را با فعالیتهایی که افراد برای جذب آراء انجام می دهند از زبان ساکنین محلی مورد انتقاد قرار می دهد و تلاش رقبا برای تخریب چهره ی یکدیگر را صراحتا به تصویر می کشد.

مثل همه ی ادوار تاریخ در این دوره هم پول حرف اول را می زند و کم و زیاد شدن مقدار میراثی که از یک مرد ثروتمند به افراد ذینفع می رسد، سرنوشت و مسیر زندگی شان را تعیین می کند.

میدل مارچ با زبانی روان و آمیخته به لغات خوش آهنگ ادبی مسایل متعددی از قبیل موضوعات مربوط به زنان،شیوه و دلایل ازدواج، علم پزشکی نوین، سیاست، فرهنگ، هنر،دین و مذهب، راه آهن و ... را در متن داستان روایت می کند.

میدل مارچ

جورج الیوت

نشردنیای نو

-خوشخوان و روان است

-خواننده از اول می داند کدام ازدواج محکوم به شکست است. چرا نویسنده نمی داند؟ (یک شوخی لوس از جانب نگارنده!!)

-پیرمرد دم مرگ دچار تحول شد اما دیر بود و همه را با ندادن میراث حسابی چزاند.

-کشیش مسن و دختر جوان! وا حیرتا!

-اگر مثل من به دوره ی کلاه و لباسهای چین دار و چند لایه علاقمندین، این کتاب خوراک شماست.


 

بیست زخم کاری

داستان کتاب اقتباس از مکبث شکسپیر است. در مکبث پادشاه با نروژی ها می جنگد و در بازگشت با ساحران پیشگو روبرو می شود. پادشاه و ملکه  شخصی را در خوابگاه می کشند و لیدی مکبث در نهایت به جنون مبتلا می شود. این مولفه ها را در بیست زخم کاری می بینیم. مکبث تراژدی یی مبتنی بر آسیب های جسمی و روانی در کسانی ست که عطش قدرت دارند . در این کتاب نیز آدمهایی را می بینیم که دیوانه وار در پی کسب قدرت و مال اندوزی اند  و جاه طلبی شان جز با مرگ سیراب نمی شود.

سیر تند جنایاتی که در طی این داستان اتفاق می افتد ریتم قصه را بالا برده و خواننده را بی خستگی دنبال خود می کشاند و او را حیرت زده وسط میدانی پر از خون و کف باقی می گذارد. تقابل میان خیر و شر در آدمی و پیروزی محتوم شرارت بر نیکخواهی، آن پیام سخت و درشتی ست که از طبیعت به نهاد بشر صادر می شود. آدمیزاد برای ارضای خودخواهی و قدرت طلبی دست به هر جنایتی می زند و از انجام هیچ کاری ابا ندارد.

زبان ادبی و پالوده ی نویسنده غنای داستان را بالا برده و لذت خوانش را چند برابر می کند.

بیست زخم کاری

محمود حسینی زاد

نشر چشمه

 

زخم شیر

مجموعه داستانی رئال و مبتنی بر احوالات و ویژگی های اقلیم جغرافیایی جنوب ایران. رابطه میان انسان و حیوانات به طور ویژه ای در داستانهای این مجموعه مورد توجه قرار گرفته. اسب ، خروس، بلبل خرما، بز حنایی و گاوهای شیرده و سگ موجوداتی اند که ارتباط تنگاتنگی با آدمهای قصه دارند. گاه عشقی شبیه به جنون در آدمها ایجاد کرده اند و گاه نخ اتصال زندگی آدمهای جنگزده اند به زنده ماندن.

آدمهای داستان ها غالبا از طبقه ی فرودستند با علایق و رفتارهای خاص خود. مهر و عاطفه همانقدر در روابط انسانی جاری در قصه ها دیده می شود که کینه توزی و حسادت و نفرت. آدمها خودشان هستند. بی نقاب و پرستیژی که بخواهد بهتر نشان شان بدهد. خونسردی راوی در بیان رفتارهای غیرانسانی  قصه هایی تکان دهنده را می سازد. ( به آب سپردن نوزاد بلافاصله بعد از تولد توسط پدر نوزاد، لو دادن هم خدمتی و به کشتن دادنش، تنها گذاشتن خواهر جوان و فرار از زیر بار مسئولیت، کشتن سگ).

در خلال داستانها نقد اجتماعی به برخی آداب و رسوم دست و پاگیر وارد شده.

زخم شیر

صمد طاهری

نشر نیماژ


خون خورده

خون خورده روایت بخشی از تاریخ این سرزمین در دهه شصت خورشیدی ست. بخش اعظم آن در سال شصت اتفاق می افتد و سرنوشت چهار پسر کریم سوخته را در هم می پیچد و بخشی به سال شصت و شش که قصه ی یوسفِ زیبارو و کم سالِ پسران سوخته است. گرچه که قطع کتاب، مصور بودن و مستند بودنش آن را از لحاظ شکل ظاهری با سایر کتاب های رمان متفاوت کرده اما این مستند و مصور بودن ،کتاب را به سمت و سوی مستند نگاری و تاریخ نگاری سوق نداده.

یکی نه...چندین داستان اند پر آب چشم. خرده روایت هایی که مابین حکایت پسران سوخته تنه ی داستان را ساخته اند، به قوت و استحکام بدنه خوب خدمت کرده اند. زبان روایت پرمایه و جذاب است و بازی های فرمی در روایت آنچه در مقدمه، حقیقت و واقعیت ذکر شده، غنای داستان را بیشتر کرده.

پایان هر داستان که وصل می شود به داستانی دیگر به غایت تکان دهنده و مهیب است به گونه ای که می خواهی از این باور فرار کنی که این همه مصیبت محال است برسر یک پدر و مادر ببارد و باز جان به در ببرند از سنگینی اش. پسران سوخته هریک به شیوه ای بسیار تلخ و غمبار از خانواده کنده می شوند و زیر غبار و خاکستر تاریخ این مملکت محو و ناپیدا می گردند.

خون خورده

مهدی یزدانی خرم

نشرچشمه

-از آن کتابها که هنوز حرفها دارم ازش. به هرکس برسم توصیه اش می کنم. پسرم حتما باید بخواندش.

-جنگ منفور و نکبت است. نفور و کبره ی سیاهی اش را این کتاب به قوت و قدرت نشان داده.

-اختلافات حزبی و فرقه ای سبب کشتارهای بی شماری در تاریخ شده اند ، از ابتدای خلقت با هابیل و قابیل تا همین امروز. بخشی از ایت کشتارها را با موشک اسکاد، اسلحه ی مارونی ها، اعدام های دستجمعی و ... در این کتاب می بینیم.

-ایران امروز از بی قراری های تاریخی و سیاسی فراوانی گذر کرده. در هر دوره ای گروهی و دسته ای خود را محق به مالکیتش دانسه اند. این قبیل کتابهای مستند، به خواننده گوشزد می کنند که هیچ پدیده ای پایدار نیست. نیر، هر پدیده ای به تناوب در دوره های مختلف تکرار می شود.

-کتاب را در دوره ی همخوانی  (باشگاه کتابخوانی جمله) به همت الهام فلاح، خواندم.اولین تجربه ی گروهی ام است و خیلی هم عالی گذشت.

-از خواندنش بسیار لذت بردم و بسیار درد کشیدم.


قلب نارنجی فرشته

مجموعه داستانی با شکل های مختلف مرگ و فقدان . داستان هایی جذاب با پایانی تکان دهنده و غیر قابل انتظار. شیوه ی چینش عناصر داستانها به گونه ای است که بعد از تمام شدن، هنوز خواننده را درگیر دنیای خود نگه می دارند و حیرت و شگفتی ناشی از پایان بندی همچنان پابرجاست.

قساوت آدمهایی که در کمال خونسردی نقشه ی قتل، مجازات، تلافی و انتقام دیگری را کشیده و اجرا می کنند همپای خونسردی راوی، حس ترس و وهم به جان خواننده می ریزد. داستانهای آشنای ما در باب خیانت همسران ،شهدای غواص، شکنجه های ساواک، خالکوبی و ... با کلیشه های رایج شناخته شده اند اما همه ی این موضوعات در قلب نارنجی فرشته با پایانی به معنای واقعی کلمه( تکان دهنده)  روایت شده اند. زبان روایت در هر داستان به خوبی با شخصیت ها هماهنگ است و باورپذیری قصه را تقویت می کند. فرم و محتوا  در کنار هم جذابیت قصه ها را بالا برده اند.

قلب نارنجب فرشته

مرتضی برزگر

نشرچشمه

-خیلی طول دادم خواندنش را. حیفم آمد زود تمام شود.

-از آن نویسنده ها که حتما کارهای بعدی اش را خواهم خواند.

-از بختیاری من است که مجموعه داستانهایی که اخیرا می خوانم شاهکار هستند.هنوز خاطره ی خوب (افتاده بودیم در گردنه ی حیران) با من است.

-دلم می خواهد در مورد تک تک داستانها کلی حرف بزنم، اما می دانم که داستانها را لو می دهم. و لذت خواندنش را از بقیه می گیرم.


 

زمین سوخته

قصه ی شب ها و روزهای سه ماه اول جنگ ایران و عراق در اهواز،دستمایه ی زمین سوخته است. وقوع جنگ با خبرهایی که با قلدرمآبی و افتخار از تلویزیون عراق پخش می شود و شایعات دهان به دهان ساکنان مرزی پیش بینی می شود. در حالی که مردم از تعداد تانکهایی که ارتش عراق لب مرز مستقر کرده، و تلویزیون عراق تصاویر پاسگاه مرزی ایرانی خلع سلاح شده حرف می زنند، حکومت نوپا وقوع جنگ را انکارمی کند و از مردم می خواهد که آرام باشند و شایعات را باور نکنند. هواپیماها در اقدامی هماهنگ فرودگاه های اصلی کشور را بمباران کرده اند و شبانه روزی شهرهای خوزستان را می کوبد و امان نفس کشیدن نمی دهد به مردم. اهوازی ها مطلع از هجرت دسته دسته و پریشان مردم خرمشهر و سوسنگرد و آبادان، بین رفتن و ماندن مرددند. عده ای خانوادگی تن به هجرت از وطن می دهند و عده ای چند پاره می شوند. زن ها و بچه ها را می فرستند و مردها می مانند تا هر روز در ادارات حاضر شوند، مبادا به جرم غیبت از محل کار در دادگاه نظامی محاکمه و اعدام شوند. مردم در ایستگاه قطار به جامه و گریبان مسافران می آویزند و با ناسزا و ناله و نفرین به تبعیض در فروش بلیط اعتراض می کنند. زنی خانه اش را اتاق به اتاق در اختیار همسایگان خانه ویران شده قرار می دهد و در مقابل مردی انبار انبار جنس احتکار می کند و روزی چندبار قیمت اجناسش را بالا می برد.

روایت ساده و خطی این سه ماه، عاری از تکنیک های فاخر داستان نویسی، چنان در ذهن و روان خواننده رسوخ می کند و درد و رنج را به نمایش می گذارد که نمی شود داستان را  از فرط هجمه ی غم یک نفس خواند.

واقع گرایی در روایت این داستان موج می زند. برخلاف داستان های نسل دوم به بعد  ،جنگ تقدس ندارد، انتقاد و اعتراض به آن موجب مجازات نیست. جنگ نفرت انگیز و زشت است. زشت مطلق.دست و پا و سر و امعاء و احشای مردم، زنده زنده کف زمین و لای آجرهای خانه های رمبیده برابر چشم خواننده است. این داستان چندان کاری به بعد عقیدتی جنگ ندارد. مردان جوانی که راهی میدان می شوند رفته اند که از خانه و شهر و خانواده شان وفاع کنند. جنگی نابرابر.جنگ تن در برابر تانک، تن در برابر میگ، تن در برابر خمپاره و راکت. این مردان رزمنده بشدت قابل دفاع و  ستایش اند. 

ارتش تکانی خورده، سپاه خودی نشان می دهد و تانک ها را تا حدودی مهار می کنند. اما قادر به مقابله به نیروی هوایی عراق نیستند. روزی که هواپیما بمب برسر مردم نریزد ترس از ناپیدایی زمان حمله مردم را از ترس می کشد.  زمین سوخته داستان رنج عظیم مردمان وطن از دست داده است.

تجربه ی زیسته ی احمد محمود از رودررویی با جنگ ، زمین سوخته را از تصاویر عینی و انتقال دلهره و هراس غنی ساخته.

زمین سوخته

احمد محمود

انتشارات معین

-هر کدام از اهالی این کشور قصه ی زمین سوخته را باید بخوانند و بدانند.

-ویرانی و بحران و تشویش چیزی نیست که آدم عقلمند برای هموطنش بخواهد. خواهندگان این مصایب بیمارانی لاعلاج اند با عطش خونخواری.

-آدمها در گذر زمان ، رنگ و شکل لباس شان عوض می شود. آداب انسانی و غیرانسانی، اخلاقیات و غیراخلاقیات همچنان بین نفوس عالم زنده است و می بالد. میل به کشتار، احتکار، ظلم، تهمت و حق خوری همواره بین آدمیان بوده و هست. و البته خواهد بود.

-خانه های خالی شده ی مردمان فرار کرده از بمباران را در روز روشن بار می زنند و می دزدند.

-مردم دست به کار شده و دزدها را مجازات و تیرباران می کنند.

-نادیده رفتن مردم و عدم صداقت در بیان واقعیت، آفتی بود که همواره در این دیار ریشه داشت.


خانواده تیبو

چهارجلدی خانواده ی تیبو روایتگر بخشی از تاریخ فرانسه در طی سالهای پیش از جنگ جهانی اول  تا پایان آن و اعلام صلح است. جلد اول معرفی شخصیتها و اوضاع اجتماعی پاریس و  وضعیت فرهنگی- مذهبی خانواده هاست. جلد دوم تیبوی پدر را تمام و کمال معرفی می کند.جلد سوم متعلق به ژاک( پسر کوچکتر) و جلد چهارم به آنتوان( پسربزرگ خانواده) می پردازد.

تیبوی پدر مردی مستبد و سختگیر و غیرقابل انعطاف است و دوستی پسر کوچکش با یک پروتستان را بر نمی تابد و مجازات زندگی در موسسه ی کاتولیکی مخصوص پسران نااهل و خلافکار با پرهیزکاری و سختگیری های شاق را برایش در نظر می گیرد. پسر بزرگتر پزشک است و گرچه دربند عقاید مذهبی پدر نیست، اما مایه ی افتخار و مباهات اوست. پسرها پدر را دوست ندارند. مادر خانواده سالهاست مرده و زنی نیست که بتواند فضای پر از خشم و کینه میان این مردان را تلطیف کند. ژاک در تنگنای فضای پر از خفقانی که با پدر دارد در آستانه ی ورود به مدرسه ی پزشکی ناپدید می شود و چندسالی در گمنامی زندگی می کند.او از لحاظ فکری مستقل شده و  انسانی ست آزادیخواه و ضدجنگ و تاثیر گذار در افکار  آراء اطرافیانش . آنتوان پس از مرگ پدر پیشرفت در شاخه ی طبابت کودکان را سرلوحه ی زندگی اش قرار داده و با شرکت در جنگی که آن را ناگزیر می داند سلامتی اش به شدت به خطر می افتد. عدم حضور دایمی زنان در زندگی هرکدام از مردان خانواده ی تیبو به این معنی نیست که این اثر جدی و پررنگ نباشد. ژاک تا آخرین لحظات با صورت خونین و بدنی لهیده از سقوط هواپیما در رویای ژنی به سر می برد، دنیای آنتوان تا آخرین دقایقی که با ریه های ملتهب از گازشیمیایی در میدان جنگ، نفس می کشد با فکرکردن به راشل گرم می شود . تیبوی پدر نیز علاوه بر زندگی عاشقانه ای که با همسرش داشته، آثاری از عشقی پنهانی با زنی ناشناس در کشوهای میزش به جا گذاشته.

در هم تنیدن روابط انسانی با قواعد سیاستِ حاکم بر جهان شاهکار این کتاب است. در جلد سوم، چرایی لزوم جنگ( تحمیق ملتها برای اقدام به آن) ، شروع ( تهییج ملتها برای همراهی) و ادامه یافتنش( تهدید ملتها برای جاخالی ندادن) در خلال مجادلات عقیدتی میان ژاک و همفکران و برادرش یا بعدتر میان آنتوان و رومل و همرزمانش در جبهه مطرح و از دیدگاه های موافقین و مخالفین بررسی می شود.

قوت نویسنده در خلق تصاویری که به غایت قابل لمس است، خواندن این کتاب حجیم را لذتبخش می کند.

خانواده تیبو

روژه مارتن دوگار

انتشارات نیلوفر

مترجم ابوالحسن نجفی

-از آن کتابهایی که از بیست سالگی دوست داشتم بخوانم. وقتی تمام شد حس می کردم کاملا خالی شدم.دلم می خواست همچنان ادامه داشت.

-حجم شادی و اندوه قابل لمسی که به آدم منتقل می کند قابل باور نیست.

-خیلی خوب تفاوت برخورد دو دیدگاه با رفتارهای بیش فعالانه پسربچه ها و تاثیر وحشتناک آن در روند زندگی آدمها را با تصاویری بدون شعار و پند و اندرز نشان داده.

-جلد سوم به شدت طاقت فرسا و کند و سخت بود. پر بود از بگو مگوهای سیاسی و عقیدتی که برای علاقمندان تاریخ فرقه ها و احزاب اروپا ، جداب خواهد بود.

-درمورد جنگ جهانی دوم داستانهای زیادی خوانده ام، فکر کنم این اولین کتابی ست که جنگ اول را روایت می کرد. جنگ زشت و پلید را آنچنان که هست روایت می کند.

-باید مبسوط تر و بیشتر در مورد کتاب می نوشتم.اما حس می کنم هرچه هم بنویسم نمی تواند حس و دریافت واقعی ام را بیان کند. باید خواند و پر شد از زیبایی های داستان.

-کتاب را از کتابخانه امانت گرفتم.


برادران کارامازوف

تئودور مرد عیاش و شهوتران و ظالمی ست که تا آخرین لحظات عمر جز به لذت از زنان فکر نمی کند و به قتل می رسد. مظنون اصلی این قتل پسرش میتیا ست. تئودور دو بار ازدواج کرده .میتیا پسر همسر اول و ایوان و آلیوشا پسران همسر دوم او هستند. هر دو زن را با فریب و نیرنگ راضی به فرار و ازدواج کرده و پس از مرگ همسران، پسرانش را رها می کند تا زیر دست خدمتکار و اقوام نیکوکار بزرگ شوند. پسر نامشروعش از زنی دیوانه نیز در خانه ی او بعنوان آشپز زندگی می کند.

پسران کارامازوف هرکدام با خصوصیات و ویژگی های متفاوت بزرگ می شوند. میتیا افسر(سرباز)، ایوان ( روشنفکری نیمه ملحد) و آلیوشا ( راهب) است. هرسه برادر بر سر الزام وجود (خدا) با هم توافق دارند اما در مورد مدیریت خدا در چیدمان جهان و آدمها متفق القول نیستند. ( در دنیایی که خدا وجود ندارد همه چیز مجاز است) (من خدا را قبول دارم اما در کمال احترام بلیط را به او پس می دهم) . اسمردیاکف (آشپز) با غش های صرعیِ برنامه ریزی شده و ناغافل، رقت و دلسوزی مردم را برمی انگیزد ، اما در نهایت عامل اصلی اتفاقات داستان است.

زنان و کودکان نقش پررنگی در این داستان دارند. کودکان در کوی و برزن بازی می کنند، به کسانی که پدران شان را مورد هتک حرمت قرار داده سنگ پرانی می کنند و از غصه ی درهم شکستن غرور پدر، بیمار می شوند و می میرند. برای جلب توجه و خودنمایی میان آدم بزرگها، مباحث تاریخی و فلسفی سنگین را مطالعه کرده و در مورد آن به جدیت ابراز نظر می کنند. توجه داستایوسکی به کودکان، تلنگری ست به تاثیر دوسویه ی تربیت و اخلاق  مذهب در آینده ی آنها. تئودور کارامازوف با بی مسئولیتی تمام، کودکانش را به امان خدا رها کرده و ارث مادری شان را بالا کشیده و حتی در جوانیِ این پسران عشق زمینی شان را تصاحب می کند و هرگز احساس ندامت یا ناراحتی وجدان ندارد.

زنان با اغواگری از پدر و پسر دل می برند، در پرداخت دیون و قروض کمک می کنند و حاضرند پا به پای آنها تا سیبری بروند و بار مجازات را بر دوش بکشند.

میتیا از ظلم پدر( در تصاحب ارث مادری و رقابت عشقی) به تنگ آمده و بارها در ملا عام فریاد می زند که او را خواهد کشت. هرسه برادر( حتی خود میتیا) با هم متحد می شوند که جلوی قتل را بگیرند . اما در نهایت اخلاق و مذهب مانع این قتل نیست و فلسفه ی زندگی سراسر تحقیر و ناجوانمردانه ، علت اصلی قتل می شود.

بررسی روان شناسانه ی دلایل ارتکاب به قتل یا عدم آن در مورد هرکدام از شخصیتها که در دل داستان از زبان وکیل متهم بیان شده، در دورانی که دادگاه ها هنوز به ابزار و دستگاه های تشخیص جرم مجهز نیستند و فقط به ظواهر ابتدایی ماجرا استناد می کنند، برای خواننده ی امروزی جالب است.


برادران کارامازوف

فئودور داستایوسکی

نشر سمیر

مترجم اسماعیل قهرمانی پور

 

-داستانی پر اطناب و زیاده گویی . می شد با حذف بخش های متعدد ، از تکرار یک مساله در قالب جملات و عبارات مختلف جلوگیری کرد طوری که به تنه ی داستان آسیبی نرسد.

-روان شناسی بعنوان علمی جدید، سعی در توضیح تاثیر تربیت بر روح و روان بشر دارد.

-مذهب از آنجا که دستاویز رهبران و مطامع آنهاست، قادر نیست انسان را تمام و کمال تربیت کند.

-اخلاقیاتِ بدون پشتوانه ، صرفا مثل متن یک سخنرانیِ پر زرق و برق است .

-زنان قدرت مخرب و موثری در هدایت نیروی مردانه ی اجتماع دارند.

-خواندنش مثل برداشتن بار بزرگی از روی دوش وجدانم بود(که این همه سال سراغ این کتاب نرفتم) اما لذت که باید از خواندن برد در کار نبود.

-ترجمه را عوض کردم. اولین ترجمه دوراز دسترس و بازی با لغات فاخری بود که معنا را خوب منتقل نمی کرد.