دنیای کوچک دن کامیلو یا طنزی بسیار قوی و ترجمه ای روان، خواننده را بر سر شوق می آورد.
دن کامیلو کشیش یکی از قصبات کوچک ایتالیاست. پپونه شهردار شهر و نماینده ی کمونیست های چپ است. تقابل رفتارها و حرکات دن کامیلو و شهردار نماد تقابل مذهب و چپ گرایی در جامعه ی بعد از جنگ جهانی دوم در ایتالیاست.
لجبازی ها ، زیر آب زنی ها، کارشکنی ها ی آن دو علیه یکدیگر، ماجراهای خواندنی و طنزی ایجاد می کند که در عین تصویر ظاهری، در لایه های زیرین، بیانگر اختلافات و تقابل میان این دو فرقه است.
مسیح در هیات یکی از مجسمه های داخل کلیسا، با دن کامیلو حرف می زند و دن کامیلو انتقام جویی ها و کارشکنی های خود علیه شهردار را با مشاوره گرفتن از مسیح و با روش طنز آلود خاص خود، پاسخ مثبت گرفتن از مسیح، انجام می دهد. می توان گفت مسیح در واقع همان وجدان دن کامیلوست که بعد از هر کار ناروا او را مواخذه کرده و پس از انجام هر کار انسانی او را تایید می نماید.
دنیای کوچک دن کامیلو
جووانی گوارسکی
کتابسرای بابل
بخشی از کتاب:
سپاسگزار
خداوند باشیم که خورشید را خیلی بالاها در آسمان بند کرده است ، در غیر
این صورت یکی پیدا می شد خاموشش کند به این بهانه که یک رفیق حزب مخالف ،
خیلی عینک دودی می فروشد .
- از آنجایی که نسخه ی pdf اسکن این کتاب رو خوندم، اسم ناشر چندان واضح نبود. بعدا حتما اسم ناشر رو اضافه می کنم
خواهرم کتاب یکی از دوستان شاعر را گذاشت توی دستم
یک کتاب امضا شده و دوست داشتنی
راحمه شهریاری یکی از شاعران جوان گرگانی است که از گروه های تلگرامی شعر گلستان می شناسمش
چند وقت پیش رونمایی شاعرانه ای برای کتابش برگزار کرده بود و این کتاب پیک مهربانی اش شد برای من
هنوز آینه بودن برای من زود است
راحمه شهریاری
نشر مایا
هرکاری کردم نشد که کتاب را بدون چهره ی نویسنده و اداها و لحن گفتارش بخوانم و از داستان ها لذت ببرم. تمام داستان ها را با صدا و لحن نویسنده خواندم و لبخند زدم. چه بد که نمی توانم بین دو وجه شخصیت بازیگر و نویسنده ی یک آدم تفکیک ایجاد کنم !!
جایی به نام تاماساکو مجموعه ای از هفت داستان کوتاه است. داستان هایی که به غایت سادگی و بی پیرایگی نوشته شده است. تا حدی که در اولین داستان های کتاب می خواهی کتاب را کنار بگذاری و سراغش نروی. اما به تدریج انگار که نویسنده سر رشته ی کلمات را پیدا کرده باشد، آرام آرام، داستان ها خواندنی و دوست داشتنی می شوند.
آدم های قصه های این کتاب از تنهایی مفرط رنج می برند. مدرنیته ی معاصر آنها را در خود بلعیده و عادت ها و رفتارهای اجباری شان ، تنها سرگرمی روزمره شان شده. آدم ها بنا به اجبار عرف یا اجتماع سالهای سال با هم زیر یک سقف زندگی می کنند در حالی که از همان سال اوب از بوی هم متنفرند. از تیک های عصبی هم متنفرند، از کلید کردن یکی روی درست انجام دادن و ترتیب کارها متنفرند و در نهایت در جایی تصمیم به بر هم زدن قواعد نانوشته شان می زنند.اما همچنان از ناشاد و رنجورند.
اصرار بر نامیدن شخصیت ها به نام و نام فامیلی ، یکی از ویژگی های این کتاب است.
سفر به تاماساکو یک کتاب زنانه و دوست داشتنی می شود وقتی که تو نیز دغدغه های زنانگی ات را داشته باشی و احساس و عاطفه در رگ هایت بجوشد و اهل کلمه و داستان باشی.
جایی به نام تاماساکو
فلامک جنیدی
نشر چشمه
از مهناز کریمی در سالهای دور، کتاب ( سنج و صنوبر) را خوانده بودم. کتاب به اندازه ای مرا تحت تاثیر قرار داد که تا به امروز هرجا بخواهم نام کتاب مورد علاقه ام را بنویسم، بدون تامل می نویسم ( سنج و صنوبر).
مجموعه داستان ( یه کار تر و تمیز) کار شسته روفته ای است. شاید درست نباشدکه یک اثر بلند داستانی را با کارهای کوتاه همان نویسنده مقایسه کنیم، اما در مقام قیاس ، رمان بلند نویسنده ، یک سر و گردن بلندتر از کار جدید اوست.
یه کار تر و تمیز،شامل 21 داستان کوتاه است. تکیه ی نویسنده بر گویش شیرازی و لغات و اصطلاحات بومی ، در اغلب داستان ها، تمرکز و دقت بیشتری از خواننده می طلبد تا لذت خوانش را بیشتر کند.
توجه و نگاه عمیق به مقوله ی مرگ ، از اولین داستان شروع شده و درپیرنگ داستان های مجموعه، خودنمایی می کند. تنهایی انسان معاصر و بی توجهی عمدی به نسل قبل نیز کنایه آمیز و هشدار دهنده ، لابلای داستان های این مجموعه ، در جریان است.
کلمات و ترکیبات توصیف آمیز ادبی و استعاری، نشان دقت و تعمق و تاکید نویسنده بر انتخاب تصویرهای خیالی و تاثیر گذار است.
کتاب خوب را بخوانیم و معرفی کنیم !
یه کار تر و تمیز
مهناز کریمی
ققنوس
کتــــــــــــــــــــــــــــاب هام :
1- صبحانه ی دونفره ( مجموعه شعر )
نشر مایا
سفارش مستقیم از نشر مایا
66410814
2- پشت کوچه های تردید
انتشارات شادان
سفارش مستقیم از نشر شادان
88241020
3- پرتقال خونی
نشر آموت
نامزد نهمین دوره ی جایزه ی ادبی جلال آل احمد / 1395
سفارش مستقیم از نشر آموت
66496923
66499105
09360355401
پروانه سراوانی
علاوه بر سفارش مستقیم از ناشر ، از طریق پخش ققنوس نیز می توانید برای تهیه ی کتاب ها اقدام نمایید.
کشاورزان دست به شورش های گسترده زده اند. وخامت اوضاع اقتصادی سبب فقر و فلاکت در خانواده های پایین دست شده. دانشجویان با سری پرشور و نترس در دامن شورش های سیاسی افتاده و از رهبران شورشی کشورهای دیگر تاسی می کنند و کتابها و رهنمودهایشان را مخفیانه می خوانند و از بر می کنند.
سوبهاش و اودایان ، دو برادر با فاصله ی سنی کم هستند. سوبهاش بزرگتر است. بچگی آنها در رویای بازی کردن روی چمن های باشگاه گلف که متعلق به انگلیسی های ساکن در کلکته است و بازی در اطراف آبگیری که از اثر باران های موسمی در نزدیکی محله شان پر آب می شود و بعد از فصل بارش و تبخیر آب ، پشته ی خاک وسط شان بالا می آمد و تبدیل به دو آبگیر می شد، گذشت. آبگیری با چند جریب زمین گود در پشت آنها.
دوبرادر بزرگ شده، دانشگاه رفته و در دودنیای متفاوت از هم سیر می کنند. اودایان وارد دسته ی دانشجویان معترض شده و به نهضت ناکسالباری که قیام کشاورزان علیه دولت مرکزی و فاسد زمان را پوشش می دهد، می پیوندد. سوبهاش که روحیه ی جنگجویانه ندارد و مآل اندیش است ، برای ادامه ی تحصیل به امریکا می رود. اودایان بازیچه ی رفتارهای افراطی انقلابیون شده و تا کشتن و بمب گذاری و ساختن بمب دستی پیش می رود. سرانجام در تعقیب و گریز پلیس دولتی، در حالیکه در آبگیر پنهان شده بود؛ نزدیک گودی ، با گلوله از پای در می آید.
گوری دختری زیباست که در طی عشقی محجوب به هسری اودایان در آمده و بعد از کشته شدن همسرش متوجه بارداری اش می شود. خانواده همسر مطابق رسوم هندی؛ او را از خودن گوشت و ماهی و پوشیدن لباس های رنگی محروم می کنند و حتی همصحبتی با او را از وی دریغ می کنند. برادر بزرگتر در سفر به هند برای تسلی دادن به مادر و پدرش، با دیدن وضعیت اسف بار گوری ، علیرغم مخالفت شدید پدر و مادرش، او را به همسری خود در می آورد و به امریکا می برد. نجات دادن فرزند برادرش را از سنت های بیرحمانه ی خانواده، دلیل محکمی برای کارش می بیند.
گوری همچنان در سودای همسر کشته شده اش است. بعد از به دنیا آمدن دخترش، توجهات مادارنه اش را از کودک دریغ می کند و ادامه تحصیل می دهد. در نهایت بی خبر همسر و دخترش را ترک می کند.
بزرگ شدن بلا( دختر گوری) بعد از رفتن مادرش و شکل گرفتن روحیات انزواطلبانه و بی اعتمادی به آدمها، فصل تازه ای در کتاب باز می کند. بلا بعد از دبیرستان، با یک کوله پشتی به شهرها و کشورهای مختلف سفر می کند و کارهای متفرقه ی کشاورزی را برای مردم انجام می دهد. گاهی در ازای غذا و جای خواب. او نمی تواند به مردی اعتماد کند. در نظر او تمام آدمهای دنیا برای رفتن و نماندن آمده اند. او روابط معلق و بی سرانجامی با دیگران دارد.
بلا با خبر حاملگی اش نزد پدرش برمی گردد و بلافاصله بعد از گفتن خبر بارداری اش حقیقت زندگی اش را از پدری که در واقع عموی اوست می شنود.
تعلیق میان فضای مبارزاتی دهه 60 هند و مناسبات اجتماعی آن برهه از تاریخ، و تفاوت فرهنگ مردمان رودآیلند با آنها، در کنار تشریح شخصیت های داستان که بار چهار نسل از یک خانوداه را بردوش می کشد، از گوری، رمانی خواندنی و جذاب، به دست می دهد.
جومپا لاهیری هر فصل از قصه را به بخش های کوچکتر تقسیم کرده و در هر بخش، یکی از شخصیت ها را آنالیز می کند.
فقدان عشق و سردرگمی نسل مهاجر و بی سرزمین، در دنیای مدرن، به خوبی در لابلای ماجراها و اتفاقات داستان به تصویر کشده شده. نسلی که در عین غرق شدن در امورات روزمره ی دنیای جدید، شب مثل سایر هندی ها، برنج می خورد. خوراک کاری درست می کند و اسم فرزندش را هم سنتی انتخاب می کند.
آدمهای قصه خوشحال و خوشبخت نیستند. هیچکدام بهانه ای جدی برای شادی ندارند، با اینحال هوای همدیگر را دارند و از هم مراقبت می کنند.
لاهیری پایانی خوش برای هرکدام از آدمها پیدا می کند ، اما تلخی و اندوه مستولی بر روحیه ی آدمهای قصه؛ همچنان با قدرت، خودنمایی می کند.
گودی
جومپا لاهیری
نشر ماهی
شیدا با چمان بانو هم ذات پنداری می کند و در تمام حالات سرخوشی و ناراحتی یک چمان بانوی درون او را کنترل می کند. داستان این دوزن گره خورده و تنیده در هم روایت می شود. وجود و نبود بچه ، مهم ترین عاملی است که این دو زن را به هم پیوند داده. چمان بانو قادر نیست بچه دار شود و شیدا نمی تواند جنین را تا پایان بارداری با خودش حمل کند. این اندوه را چهار بار تحمل کرده و بعد از چهار بار، همسرش را به اجبار و تلخی از زندگی دونفره و عاشقانه شان بیرون می کند و با شیدایی و جنون، تنهایی هایش را با نقب زدن به گذشته و حرفها و کارهای همسرش می گذراند. حتی وقتی با مردی مراوده و معاشرت دارد و زندگی دونفره شان ممکن است شکل بگیرد ، همچنان در تب آلوده ی خاطرات همسرش دست و پا می زند و دست از شیدایی برنمی دارد.
پدرش او را شهناز صدا می زد اما او خوش دارد شیدا باشد، چون شیدا تنها اسمی است که به او می آید. شیدا مثل خودش شیداست. بردارش علیرغم زندگی پادرهوا و ولنگار و مشحون از افسردگی و بی نظمی، از او می خواهد که رابطه اش را با مرد متاهلی که یک دختر دارد به هم بزند و آدم باشد. مادرش بی عشق زندگی کرده و فکر می کند هیچ مشکلی با این موضوع ندارد. شیدا پانچوی دارچینی می پوشد و به حرفهای زنی که بوی او را میان زندگی اش، با غریزه ی زنانه شنیده ، گوش می دهد و قصد می کند از طبقه ی بیستم سقوط کند.
عشق سرخورده و جنون آمیز دستمایه ی سامار است. سامار نیز مثل زمستان با طعم آلبالو (کتاب دیگر نویسنده) ، سرشار از مالیخولیاست. مالیخولیایی که ابن سینا از عشق به آن تعبیر می کند. زنان این دوقصه به شدت درگیر شیدایی عشقند. زندگی آنها روال عادی ندارد. می خوابند ، عاشقند. می خورند، عاشقتند. حتی وقتی می میرند، عاشقند. عشق آن چنان دست و پای آنها را بسته که نمی توانند راحت نفس بکشند. ذره ذره در آن حل شده اند و راه فراری از آن ندارند.
بخش از کتاب:
ساکت میمانم تا حرفش را تمام کند. مکث کرده. شاسی کولر را میچرخانم. میگذارم روی سه. دارم میسوزم. چقدر گرم شده. فکر کردنش را تمام کرده. میخواهد بگوید چرا من با باقی زنها فرق دارم. «تو همه کاراتو تنهایی انجام میدی.» مشت کوچکش را آورده بالا. گمانم میخواهد تفاوتهایم را بشمارد. «خودت رانندگی میکنی، تنهایی تو یه خونه زندگی میکنی، حتی شبام که تنهایی نمیترسی، تنهایی میری خرید، میری مسافرت، دکتر. مامانم هرجا میخواد بره یا باید بابا هم باهاش بره یا بره دنبال خاله فرشته با اون بره. خاله فرشته هم شبها که شوهرش بیمارستان شیفته خوابش نمیبره. تا صب چند بار زنگ میزنه به مامانم. من دوس دارم عین تو بشم. وقتی با توام میتوانم مثل تو باشم.»
لبخند میزنم. ماندهام جوابش را چی بدهم. چمانبانو گفت: «هر زنی سایه سر میخواهد. نکن این کار را. نکن این کار را. حالا نمیفهمی چه خاکی بر سرت میریزی. زیر سایه خنک امن طاقباز خوابیدهای چه میفهمی چقدر سخت است زیر ظل آفتاب تنسوز دنبال زندگی دویدن.» گفتم: «من هیچم همچی سایهای نمیخواهم. زیر آفتاب بسوزم بهتر از سایه ترحم است. من سایه عاشقانه میخواهم. سایه دلپذیر با نسیم دریا و خنکی شنهای ساحل.»
گفت: نکن. با دست خودت همه چیز را خراب نکن...
سامار
الهام فلاح
ققنوس
نئو گلستان باز نویسی حکایات شیرین گلستان سعدی با نیش گزنده ی طنز معاصر و پایان بندی متناسب با روزگار امروزی است. اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کنونی ، با زیرکی و زیبایی با حکایات سعدی ترکیب شده و محصولش که حکایات نئو گلستان باشد، علاوه بر لبخند و انبساط خاطر، تلنگری به روح راحت طلب و معاش اندیش و مال اندوز و زیر آب زن آدمی می زند. چیزهایی که در جامعه ی معاصر به وفور یافت می شود و با دقت در حکایات اصلی گلستان و دیدن نمونه های سابق و پیشین آن ، گویی به نوعی راحتی خیال در آدمی ایجاد می کند که :( اوه، یس! پس اینکارها از قدیم مرسوم بوده و ربطی به خباثت انسان معاصر نداره!!).
خواندن نئو گلستان برای کسانی که با ادبیات کلاسیک ( حتی در حد گلستانِ سهل و ممتنع سعدی که دشواری و تکلف ندارد) ، بسیار جذاب و خواندنی خواهد بود.
نئوگلستان
پدرام ابراهیمی
نشرچشمه
پ ن : کتاب رو با خودم برده بودم سفر که توی راه بخونم. گاهی با صدای بلند می خندیدم و با سوال: (به چی می خندی؟ چی می خونی؟ چی شده؟) مواجه می شدم
[Forwarded from نشر آموت]
#پرفروش ترین های تیر ماه #نشر_آموت در پخش #ققنوس:https://www.instagram.com/p/BILDXS_BHRH/
چه عکسی ...
پرتقال جان خونی ، خرداد ماه هم پرفروش بود