چه جالب...
پسرک چندباره که بهم میگه:
-ماکارونیت خیلی خوشمزه بود. به ماکارونیت افتخار کن که من می خورمش.
-برنج و مرغت خیلی خوشمزه بود، به برنج و مرغت افتخار کن که من می خورمش.
و ...
میگم:
-به خودم افتخار کنم که خوب پختم یا به غذام...؟ بعد هم تو این وسط چیکاره ای که خوردنت مایه ی افتخار باشه؟
میگه:
-تو که همیشه مامانمی. اما غذاهات بعضی وقتها اونقدر خوشمزه میشه که باید بهشون افتخار کنی. منم پارسای نبی ام. وقتی غذایی رو می خورم باید بهش افتخار کنی!
حالا امروز از یه دوست خییییلی قدیمی از سایتی که همون قدیما توش فعال بودم، پیامی شبیه این داشتم
سلام الحق که پسر خودتونه معلومه طبع نویسندگی داره پارسای نبی
خدا نگهش داره
دختر من که لب به غذا نمیزنه، با ادا و اطوار و بازی و زور دو لقمه بخوره
یه جوری بپزین که بهش افتخار کنید


خدا نگهش داره
به وبلاگت افتخار کن که من می خونمش