پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب

پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب

قول

توی اولین روزهای ویرانی  و پریشانی برای بابا، وسط (صبور باش، تحمل کن، بی تابی نکن) های زنها، یادت هست مامان؟ بهت گفتم( مامان تو رو خدا تو مواظب خودت باش که چیزیت نشه. تو رو خدا مواظب خودت باش مامان. اگه سر تو هم بلایی بیاد من می میرم از غصه. من دق می کنم. تو رو خدا مواظب خودت باش که چیزیت نشه). یادت هست مامان؟

یادت هست گفتی( نگران نباش من چیزیم نمیشه. من هیچیم نمیشه. نگان نباش)

یادت هست ته دلمو قرص کردی مامان؟

چی شد پس مامان؟ چی شد که زدی زیر قولت؟ چی شد که چیزیت شد؟ چی شد که مواظب  و مراقب خودت نبودی؟ مامانها قول الکی زیاد میدن به بچه ها. اینم از همون قولها بود مامان؟

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.