پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب

پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب

معطر

کتابه چه بوی بدی میده!

از این عطرایی که فروشنده ها می ایستن جلوی در مغازه یا دکه ی عطرفروشی و نوارهای کاغذی رو به زور می ذارن توی دستت تا مدهوش بوی عطره بشی.

با عرض معذرت هیچ وقت بوی این عطرها رو نتونستم تحمل کنم. نمی دونم چی داره توش. بینی م کیپ میشه و نفسم سنگین میشه. خدا نکنه کسی لباسش با این عطرها بو گرفته باشه. حتما باید ازش فاصله بگیرم.

مورد داشتیم، یکی بدون اطلاعم لباس منو پرو کرده بود و رفته بود. از بوی عطری که به جون لباس رفته بود،  متوجه شدم و کلا بی خیال اون لباس شدم.

گرفتار شدیم ها. دستم بو گرفته حسابی. حالا چطوری کتابه رو بخونم؟ بینی م کیپ شد.

ای بابا!

نظرات 1 + ارسال نظر
حمیرا سه‌شنبه 11 دی 1397 ساعت 23:59 http://mytrueme.blogsky.com

این فروشنده های نوار به دست واقعاً رو اعصاب منن. نمی دونم میشه ازشون شکایت کرد یا نه. هر دفه از یه جای شهر که رد میشم باید خانوم خانوم گفتن و دراز شدنِ دستشون به سمتم روُ تحمل کنم.

چاره ای نیست. خب اونها هم می خوان کالاشون رو تبلیغ کنن. از قضا خیلی هم مشتری دارن. خیلی هااااااا...

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.