X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی




پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب


شخصا در خودم از این شجاعت ها نمی بینم که روسری ام را سر چوب  بزنم و اعتراضم را به پوشش اجباری زنانه ، علنی کنم. عمرا تا هزار سال دیگر هم بتوانم  ترس های سرشتی ام کنار بزنم و بتوانم این کار را بکنم.

بچه دارم. شوهر دارم. خانه و زندگی ام چه می شود؟ به علاقمندی ها و دلخوشی هایم پایبندم. همه ی این ها را بهانه می کنم و می نشینم و نگاه می کنم .

اما از ته دل، از عمق جان، دخترهای خیابان انقلاب را تحسین می کنم. بوسه می زنم به صورتهای سیلی خورده شان . مجسمه ی شجاعت شان را گلباران می کنم و  احترامی بیش از آنکه در تصور بگنجد به جسارت و شجاعت و استقلال شان می گذارم.

متنفرم از لچک و چارقدی که به زور و اجبار و تشخیص مصلحت سر مردم می کنند و برای اختیار انتخاب حرمتی قائل نیستند. از بهشت و جهنمی که به انتخاب وقیحانه ی خودشان، مردم را در صف اش ، ردیف کرده اند . بهشتی که به مقیاس جغرافیا ، از کشوری تا کشور دیگر ، با دین و عقاید یکسان، متفاوت و حیرت انگیز است .

نمی فهمم که چرا  پر و پاچه ی زن های ترک و عرب و بوسنیایی و  اصلا  هر جای جهان ، قدرت دلبری کردن از غلمان را ندارد اما زن ایرانی حتی در بسته بندی کلاه غواصی و  چارقد و چاقچور ، می تواند با قدرت تخریب کننده ای  در اغوا کردن ، سبب  ویران کردن ایمان محکم  مومنان  شود .

می دانم حتی در صورت بهم خوردن بگیر و ببند های حجاب اجباری ، از پیشقدمان زلف تاب داده و شینیون شده توی خیابان نخواهم شد و ترس و لرز این اجبار تا ابد همراهم خواهد بود، اما دلیل نمی شود که دختران شجاع خیابان انقلاب را تحسین و ستایش نکنم .



-عکس این توحش ، ربطی به مطلبم ندارد. صرفا جهت ابراز انزجار از رفتار پر از حقد و کینه ی مالکان بهشت ، در پست، درج شده.




برچسب‌ها: روزنگار

[ جمعه 31 فروردین 1397 ] [ 23:27 ] [ پروانه ] نظرات (1)



      قالب ساز آنلاین