X
تبلیغات
رایتل




پروانه ای روی شانه ی دلتنگی من 2

روزانه نویسی - شعر- ادبیات- معرفی کتاب


نسلی از بشر دربازه ای زمانی از  آینده ای نامعلوم  درگیر تغییرات اجتماعی هستند.پس از اتمام منابع سوخت فسیلی جهان،  کشوری که در تولید و ساخت داروهای  ژنتیکی سرآمد است، با سلاح های شیمیایی به جنگ کشورهای همسایه می رود و کشتار جمعی  راه می اندازد .در مقابل ، نیمی از جمعیت کشور قربانی مقابله به مثل کشور طرف جنگ، با بمب های صوتی می شوند. جهان از کشور مهاجم روی برگردانده و کمک های انسانی، بهداشتی و غذایی  را از مردم گرسنه و آواره دریغ می کند. برای جبراناین نسل کشی، زن ها ناچارند در زایمان های پشت سرهم، تحت تاثیر داروهای ژنتیکی ، چندقلو زایی کنند. جمعیت زیاد شده، گرسنگی و فقر بیداد می کند. تحصیل برای همه امکان پذیر نیست. در تمام کشور صف های متعددی برای دریافت یک قالب صابون، آب، نان و حتی پیدا کردن جا برای نشستن روی نیمکت دبستان، تشکیل شده. فشار سنگینی روی کودکان این نسل است. آنها مجبورند از دوازده سالگی در کارخانجات صنعتی، بی وقفه کار کنند تا اوضاع کشور رو به بهبود برود. حکومت وقت، کمترین امکانات  را در اختیار مردم گذاشته و تخریب صنایع و کشاورزی  و تلاش برای بازسازی مجدد را بهانه ای برای بیگاری کشیدن از کودکان و جوانان کرده . خودکشی های صد نفره و دویست نفره  در اثر فشارهای روانی زندگی در مراکز صنعتی  رو به ازدیاد است.نارضایتی و خشم و تنفر از یکدیگر در جامعه موج می زند.

حکومت زورگو و مستبد، توسط گروه جدیدی برکنار شده و آسایش و آرامش با در اختیار گذاشتن امکانات رفاهی و بهداشتی به مردم هدیه می شود. مردم از حکومت دما راضی اند. اما این حکومت نیز اشکالاتی دارد. دما با کنترل ژنتیکی و جزء به جزء زندگی افراد، از آنها برده های الکترونیکی می سازد.حق ازدواج بعد از ده سال کار برای دما، به جوانان داده می شود، انتخاب و تایید زوج مناسب با دماست. جوان ها بعد از دادن نمونه ی تخمک و اسپرم به آزمایشگاه ها، عقیم شده اند. دما ژن ها را اصلاح میکند و به فراخور نیاز حکومت، جنین هایی با ژنوم مورد نظر تولید کرده و در دستگاه های مخصوص پرورش می دهد.سپس نوزاد را به زوج هایی که جواز ازدواجشان صادر شده تحویل می دهد تا در کانونی متشکل از سه مادر و سه پدر قراردادی، رشد کند. افراد حاصل از این تولیدات ژنتیکی  بسته به نظر دما، باهوش، کم هوش، نابغه یا دارای قدرت بدنی بالا هستند که در قسمت های مختلف اداری یا دفاعی و امنیتی جامعه به کار گرفته می شوند.

مطابق با کلیشه ی رفتاری تمام جوامع انسانی ، در هردو حکومت، افرادی مخالف و ضد قوانین عمل می کنند. تنش و مقابله ی این افراد با حکومت، داستان را پیش می برد.

کاج زدگی داستانی متعلق به آخرالزمان است. آینده ای مبهم که در تخیلات بشر، همواره پر از جنگ و درگیری و بحران و کمبود نیازهای اساسی انسان هاست . ترکیب اطلاعات و تخیلاتی که در فیلم های علمی تخیلی یا پیش بینی های علمی ِ آینده ، در رسانه های می بینیم و می شنویم، از کاج زدگی، داستانی مهیج و پرکشش ساخته . اسامی و عناوین علمی، برای توضیح و تفسیر روند ایجاد ویروس کشنده و اعتراضات مردمی به رفتار ظالمانه ی حکومتها،موجب دلزدگی خواننده نیست .

تقابل فضای سیاه و تلخی که نبودن  امکانات اولیه ی زندگی و فقر و بحران شدید در نسل قبل ایجاد کرده  با رفاه و آسودگی رویایی نسل بعد باعث نمی شود که عاطفه و منطق و خصایص خوب و بد انسانی دچار رکود بشود و خواننده یکی از این دو اجتماع را به دیگری ترجیح بدهد. انسان های مرفه نسل جدید نیز دروغ می گویند، خیانت می کنند و حتی  از فکر کرد به خیانت، لذت وافر می برند. از تصور مردن کسی که آنها را ترک کرده، خوشحال می شوند . گرچه عاشقان معدودی نیز  وجود دارند که تا سنین پیری به یاد و خاطره ی کسی که دوستش داشته اند، وفادارند و به آن احترام می گذارند.

شباهت زیرساخت کاج زدگی به جامعه ی ایران در دوران جنگ و پس از آن، اشاره به ریاکاری حکومت  و داشتن زندگی شاهانه در پشت دیوارهای دروغینِ مجموعه های صنعتی،بی توجهی به رفاه مردم  و نگه داشتن آنها در فقر شدید و تعیین مجازات های بی رحمانه برای سرپیچی از قوانین ظالمانه ی حکومتی، دخالت در خصوصی ترین احوالات مردم از جمله معاشقه و تولید مثل و انتخاب شغل و ... ، تحمیل  هدف دارمواد شیمیایی و ژنتیکی در خلال غذا و مکمل های دارویی روزمره  به جسم و جان مردم، مواردی هستند که خواننده را مترصد یافتن شباهت هایی در جامعه ی کنونی و جامعه ی  داستانی می نماید.


کاج زدگی

ضحی کاظمی

نشرچشمه


- بندرت به فیلم های آخرالزمانی روی خوش نشان می دهم. ترس و رعب و نا امنی غریبی که در این ژانر موج می زند مرا از آن رویگردان می کند. تحمل این مقدار وحشت و تباهی بشر را ندارم. سالهاست که از دنیای فانتزی و خیالی فاصله گرفته ام. این دنیا را گذاشته ام برای سر نترس بچه ها و نوجوان ها. شاید همان ترس موهوم سبب این رویگردانی شده. کاج زدگی را  برای درک قلم نویسنده خواندم. نمی دانستم رابطه ام را خود داستان چگونه خواهد بود. به جرات می گویم که در چهار-پنج صفحه ای که فصل اول را تشکیل داده، خشک شدم و با چشم هایی گشاد شده(شبیه آدمهای مورد حمله ی ویروس در قصه) ، در فضای رعب آور داستان حل شدم و مشتاق دانستن و خواندن بیشترو بیشتر بودم.

-کتاب خوب را بخوانید و لذت ببرید.







[ دوشنبه 23 بهمن 1396 ] [ 09:27 ] [ پروانه ] نظرات (0)



      قالب ساز آنلاین